+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۲ ساعت 13:55 توسط دختر تنهای خدا
|
از آدمها بت نسازید. این خیانت است هم به خودتان هم به خودشان.
خدایی میشوند که خدایی کردن نمیدانندو شما در آخر میشوید سرتا پا کافر خدای خود ساخته... ---------------------------------------------------
((خداوند)) تنها روزنه امیدی است که هیچگاه بسته نمیشود.
تنها کسی است که با دهان بسته هم میتوان صدایش کرد.
با پای شکسته هم میتوان سراغش رفت.
تنها خریداریست که اجناس شکسته را بهتر بر میدارد.
تنها کسی است که وقتی همه رفتند میماند.
وقتی همه پشت کردند اغوش میگشاید.
خدا را برایت آرزو دارم ------------------------------------------------ آموخته ام که وقتی ناامیدمی شوم
خدا با تمام عظمتش عاشقانه انتظارمی کشد دوباره به رحمت او امیدوارشوم
آموخته ام اگرتاکنون به آنچه خواستم نرسیدم خدابرایم بهترش رادرنظرگرفته
آموخته ام که زندگی دشواراست ولی من ازاوسخت ترم...
--------------------------------------------- -من خدایی دارم، که در این نزدیکی است نه در آن بالاها ! مهربان، خوب، قشنگ ... چهره اش نورانیست گاه گاهی سخنی می گوید، با دل کوچک من، ساده تر از سخن ساده من او مرا می فهمد ! او مرا می خواند، چون به غم می نگرم، آن زمان رقص کنان می خندم ... که خدا یار من است، که خدا در همه جا یاد من است او خدایست که همواره مرا می خواهد او مرا می خواند او همه درد مرا می داند ... ----------------------------------------- من دلم ميخواهد خانهاي داشته باشم پر دوست، کنج هر ديوارش دوستهايم بنشينند آرام گل بگو گل بشنو...؛ هر کسي ميخواهد وارد خانه پر عشق و صفايم گردد يک سبد بوي گل سرخ به من هديه کند. شرط وارد گشتن شست و شوي دلهاست شرط آن داشتن يک دل بي رنگ و رياست... بر درش برگ گلي ميکوبم روي آن با قلم سبز بهار مينويسم اي يار خانهي ما اينجاست..."فریدون مشیری و من" --------------------------------------------